تبليغاتX
اردشیر

اردشیر

تاریخ-سیاست-فرهنگ

اشتباه بزرگ رضاشاه بزرگ

 
فلاش بک:

در سال ۱۹۳۰ میلادی،ملی گرایان کرد ترکیه که شاهد ظلم و ستم وحشیانه ی رژیم آتاتورک در حق ملتشان بودند،تصمیم گرفتند برای دومین بار پس از آدمکشی های موسوم به
"جنگ های استقلال ترکیه" (۱۹۱۹-۱۹۲۲)،که در حقیقت وحشیانه ترین نوع نسل کشی بر ضد یونانیان و ارمنیان آناتولی بود،دست به اسلحه برده و از شرف و ناموس کرد دفاع کنند.آنها پنج سال پیش (۱۹۲۵) هم به رهبری یکی از شیوخ مبارز خود بر ضد دولت فاشیست ترک شوریده بودند،اما به سبب قلت تعداد و فقدان تسلیحات رزمی نوین،در برابر ارتش تا بن دندان مسلح دشمن کاری از پیش نبرده و دچار شکست شدند.

این بار اما،رهبری قیام کردان را،انسانی دلیر،جسور و در همان حال آموزش دیده و متبحر در دانش رزم و نبرد به دست گرفته بود."ژنرال احسان نوری پاشا" که به خوبی به مهارت ذاتی کردان در نبردهای کوهستانی آگاه بود،کوه های "آرارات" در منتهی الیه جنوب شرقی آناتولی را برای برپایی نبرد شرافتمندانه اش برگزید.شاید او که یک آریایی اصیل و پاکزاد از نسل مادهای باستانی بود،با خود چنین می اندیشید که بهتر است نبردگاهی که می بایست شاهد دلاوری ها و جانفشانی های همرزمان دلیرش باشد،در جوار میهن همیشگی کردان،یعنی "ایران" قرار گیرد.خود ژنرال ماهیت قیام "آرارات" را چنین توصیف می کند:

"جنگاوران كرد مصمم شدند كه نمايشي از نمونه‌هاي قهرماني نياكان خود داده, ارواح آن بزرگواران را كه براي حفظ ميهن و آزادي خود با شمشير برهنه, اسب به درياي دشمن مي‌تاختند شاد كنند, خواستند بار ديگر پرده‌اي از تاريخ جنگ‌هاي ايران و توران را به عالميان نشان داده,‌ ثابت كنند ملت كرد به‌راستي نواده‌هاي آن پهلوانان نامدار ميدان جنگ بوده و در روح سلحشوري و در خون نجيب ايراني آنان تغييري حاصل نشده و نقصي پديد نيامده است."

با اوج گیری قیام،دولت فاشیست ترک به تکاپو افتاده و سربازان بیشماری را برای سرکوب کردان به منطقه اعزام می کند.اما علیرغم اینکه کفه ی توازن قوا به دلیل کیفیت بهتر و کمیت بیشتر سازوبرگ رزمی ترکان،به ضرر شورشیان کرد است،لشکرهای دولت فاشیست یکی پس از دیگری تارورمار می شوند.خود ژنرال اوضاع نبرد را چنین به تصویر کشیده است:

"از حيث تعداد نفر و نوع اسلحه قواي ترك برتري داشت و از لحاظ موقعيت هم مواضع خوبي داشتند, زيرا در پشت تپه‌ها و در داخل ده موضع گرفته بودند, در حالي كه آراراتي‌ها در زمين مسطح و بدون پناهگاهي قرار داشتند. ولي در مقابل تمام اين برتري‌ها, مجاهدين كُرد تصميم راسخ داشتند. گويي ارواح پهلوانان باستاني ايران در كالبدشان دميده شده و در اين مسابقه جانبازي هر يك مي‌خواست گوي سبقت را از ديگري بربايد."

آری! براستی که این روح و روان رستم و گودرز و سیاوش بود که در کالبد کردان قهرمان "آرارات" دمیده شده و آنان را به چنین جانفشانی قهرمانانه ای واداشته بود.

به دلیل تحمل تلفات سنگین،به تدریج ترکان که متوجه عدم توفیقشان در صحنه ی نبرد شده اند،زبونانه به فکر دسیسه و نیرنگ می افتند.دولت ترکیه اتهامات بی پایه ای را بر ضد ایران مطرح ساخته و تهدید به مداخله ی نظامی می کند.دولت ایران به شدت در برابر تهدید ترک ها مقاومت کرده و به ارتش دستور آماده باش نظامی می دهد.ترک ها که از پاسخ کوبنده ی دولت ایران مبهوت شده اند،به نیرنگی پلید متوسل شده و ضمن ارسال فرستاده های سیاسی به تهران،با بزرگنمایی شورش کردها و سپس مرتبط دانستن آن با "طرح های استعمار انگلیس"!،از دولت ایران خواهان "معاوضه ی ارضی" می شوند،به این صورت که در برابر اعطای مناطقی در "قطور" واقع در مرز مشترک سه کشور ایران،عراق و ترکیه،درخواست الحاق دامنه ی شرقی کوههای "آرارات" به خاک خودشان را برای تسلط کامل به "آشیانه ی عقابها" یعنی نبردگاه کردان را مطرح می سازند.

ارتشتاران ایران که دقیقا به ماهیت پلید نیرنگ ترکها آگاه هستند،دولت ایران را از افتادن در این دام بر حذر می دارند.بحث های فراوانی میان دولتمردان ایرانی درباره ی اینکه "چه باید کرد؟" در می گیرد.گروهی از سیاستمداران دوراندیش همچون "دکتر محمود افشار یزدی"،ضمن مخالفت با پیشنهاد ترک ها،خواستار حمایت فعالانه ی دولت ایران از ایرانیان تحت سلطه ی ترک ها (کردها) می شوند و در سوی دیگر،جمعی از سیاسیون محافظه کار سالخورده همچون "محمدعلی فروغی" که تحت تاثیر دروغهای ترکان قرار گرفته و از ایجاد یک کردستان تحت کنترل انگلیسی ها بیمناک شده اند،خواهان همکاری با ترک ها در سرکوب جنبش ملی کرد می شوند.برای نخستین بار در تاریخ سیاسی معاصر ایران،تضاد میان دو طرز تفکر "ناسیونالیسم پان ایرانیستی" و "ناسیونالیسم غیرپان ایرانیستی" به شکل بارزی بروز می کند.(برخورد بعدی در مقطع جدایی بحرین از سرزمین پدری و آن دیگری در مقطع انعقاد پیمان "الجزایر" روی داد.)

... و سرانجام آنچه نمی بایست می شد،روی داد،آنهم در فاجعه آمیزترین و زشت ترین شکل آن.جناح به اصطلاح "ضد انگلیسی" در تحمیل نظر خود بر شخص اول مملکت،"رضاشاه بزرگ"،پیروز شده و توافق ننگینی میان دو دولت پی ریخته می شود.شرف و ناموس هزاران ایرانی پاکنهاد در اسارت بیگانگان به مشتی خاک فروخته می شود و ایران دامنه های شرقی کوه های آرارات را در برابر مناطق پیرامونی "قطور" و نیز تعهد همکاری با نیروهای سرکوبگر ترک در برابر رزمندگان کرد،به ترکیه واگذار می کند.

در روزی شوم و منحوس،نیروهای سرکوبگر ترک با ورود به داخل خاک ایران و دور زدن کوه،از پشت سر کردها را مورد هجوم قرار می دهند.شورشیان آرارات که از دو سو تحت محاصره ی دشمن قرار می گیرند،غافلگیر شده و نهایتا کشتار خونینی که نهایتا کل شورش را به شکست کشانید،آغاز می شود.ژنرال شهید،خود این صحنه ی تلخ را چنین توصیف کرده است:

روز دوم آراراتي‌ها با فداكاري فوق‌العاده به سنگ‌هاي يادگاري اجدادي خود چسبيده, داخل يك نبرد خونين شده بودند. در اين موقع از پشت سر از سرحد ايران برخلاف انتظار, اول صداي توپ ... بعد شليك پياده و مسلسل‌ها بلند شد. براي آراراتي‌ها خيلي ناگوار بود كه با قشون ايران به هر نحوي كه باشد داخل نبرد شوند. فرماندة كُرد اين واقعه را ناشي از يك سوءتفاهم پنداشته... ولي وقتي به سرحد رسيد, چيز باور نكردني ديد: هنگ‌هاي ترك از خاك ايران هم از پشت به آرارات حمله خود را آغاز نموده بودند. معلوم شد دولت وقت ايران با تقاضاهاي دولت جمهوري تركيه موافقت نموده قسمتي از خاك خود را كه در پشت آراراتي‌ها واقع بود براي از بين بردن اين كانون ملي كُرد ـ كانون نژادي ايران ـ در تحت اختيار فرماندهي عالي ترك قرار داده است. نگارنده (احسان نوري پاشا) در اينجا حق يا ناحق‌بودن گلايه‌هاي آراراتي‌ها كه خودشان را از قديمي‌ترين نژاد ايراني دانسته و در ظرف زدوخوردهاي چندساله با دولت تركيه, در مقابل دولت شاهنشاهي و ايران غير از صداقت و احترام, به حربة ديگري متوسل نشده بودند به قضاوت منوران و وطن‌پرستان ايران واگذار مي‌نمايم(.+)

درود بر تو ای ایرانی آزاده! درود!

ما "وطن پرستان ایران" به خوبی می دانیم که "گلایه های آراراتی ها" به حق بوده است،که به "اعتماد" شما خیانت شد،که حرمت آن خون های پاک را نگاه نداشتند،که ...

و کیست که نداند این خیانت های زشت تا زمانی که قدرت سیاسی ایران در دستان باورمندان به آرمان "پان ایرانیسم" نباشد،همچنان ادامه خواهد یافت؟!

اصل موضوع:

اما این خیانت ننگ آمیز،به غیر از تاثیر شومی که در راه تحقق یگانگی دوباره ی کردستان تحت سلطه ی ترکها با سرزمین پدری داشته است،پتانسیل ایجاد یک تهدید استراتژیک برای "امنیت ملی" ما-یعنی همان چیزی که به دستآویزش کردها را فروختیم!-نیز ایجاد نموده که می تواند در صورت عدم برخورد صحیح و حساب شده،پی آمدهای وخیمی را برایمان به وجود بیاورد.

به نقشه ی اتنیکی قفقاز توجه کنید!

من منطقه ی مورد نظرم را با دایره ی سرخ رنگ مشخص کرده ام.پیکانی که می بینید،به باریکه ای اشاره دارد که در نتیجه ی معاوضه ی ارضی ۱۹۳۰ ایران و ترکیه بوجود آمده و ضمن قطع ارتباط ایران و ارمنستان،دالانی میان ترکیه و جمهوری خودمختار نخجوان ایجاد کرده است.چنانچه می بینید نقشه ی جغرافیای سیاسی به گونه ای است که ایران و ارمنستان،ارتباط جغرافیایی میان ترکیه با جمهوری اران و جمهوری اران با جمهوری خودمختار نخجوان را قطع کرده اند.

واقع بین باشیم! در سالهای پس از فروپاشی بلوک شرق که به کسب استقلال توسط ارانی ها انجامید،به دلیل دیپلماسی بسیار ضعیف جمهوری اسلامی،این ترکیه بوده که با کمک های فنی،اقتصادی از یکسو و انجام تبلیغات وسیع فرهنگی،موفق به تحکیم و تثبیت نفوذ خود در جمهوری اران شده است.هم اکنون نفوذ ترکیه در اران به حدی رسیده است که شعار منحوس "یک ملت،دو دولت" (Bir millet iki devletleri)  که به یگانگی خیالی اران-ترکیه اشاره دارد،به شعاری فراگیر در این سرزمین که روزگاری پاره ای جداناشدنی از مام میهن بود،تبدیل شده است.از یاد مبرید که یک هدف قطعی ترکیه از انجام سرمایه گذاری سنگین در اران،همانا کوشش برای تحقق بخشیدن به آرمان ۹۰ ساله اش،یعنی "توران بزرگ" می باشد.پان ترکیست های ترکیه بر این باورند که می توانند با ایجاد دالانی زمینی میان ترکیه-نخجوان-اران،بخش نخست زنجیره ی خیالات خود را که "پان اغوزیسم" است،تحقق بخشند.به همین منظور در سال ۱۹۹۲ و در اوج جنگ قراباغ/آرتساخ میان اران و ارمنستان و در حالی که ارمنی ها خود را برای تهاجم به نخجوان به منظور مجازات پان ترکیست های ایلچی بیگ آماده می کردند،ترکیه علیرغم فشارهای بین المللی،به ارمنستان هشدار داد که در صورت هر گونه تهاجمی به نخجوان به زور متوسل شده و ارتش خود را راهی این منطقه خواهد کرد.در واقع،ترک ها به خوبی می دانستند که تصرف نخجوان به دست ارمنی ها،تحقق آرمان پان ترکیسم به طور عام،و پان اغوزیسم به طور خاص را برای همیشه ناممکن خواهد ساخت و از این روی آماده ی پرداخت هزینه های سیاسی-اقتصادی لازمه ی دخالت نظامی شان هم شده بودند.

پس از پایان جنگ نیز،ترک ها در خلال مذاکرات صلح به ارمنستان پیشنهاد کردند که در قبال واگذار شدن مناطقی از قره باغ به ارمنستان،این کشور به ایجاد دالانی زمینی میان نخجوان و اران رضایت دهد.هر چند در آن زمان،ارمنی ها هوشمندانه از پذیرفتن این پیشنهاد نیرنگ آمیز که ارتباط این کشور را با ایران به کلی قطع کرده و آن را از سه طرف در محاصره ی پان ترکیست ها قرار می داد،امتناع کردند،اما هیچ تضمینی نیست که این اتفاق دوباره روی ندهد.

در واقع،به نظر می رسد که در مذاکرات اخیر اران-ارمنستان،این مسئله به طور جدی مورد بحث طرفین قرار گرفته است:

ارمنستان مايل است كه يك مسير قابل دسترسي به قره باغ از طريق زمين داشته باشد. مناسب ترين دالان، مسير لاچين است كه ارامنه بر نگهداري آن فارغ از وضعيت قره باغ اصرار دارند. از طرف ديگر موقعيت جغرافيايي آذربايجان به صورتي است كه بدون عبور از ارمنستان و يا ايران دسترسي به نخجوان كه به صورت جمهوري خودمختار بخشي از خاك آذربايجان است، ممكن نيست. بدين ترتيب يكي از موضوعات ديگر دالان لاچين به صورت مستقل و يا معاوضه كريدور لاچين با يك كريدور ديگر كه مطابق نقشه خاك آذربايجان را به نخجوان وصل نموده و مرز مشترك ارمنستان و ايران را از بين مي برد، مي باشد.(+)

واقعیت این است که ارمنستان به دلیل موقعیت بسیار بد اقتصادی،مجبور است در درازمدت با ترکیه یا آمریکا کنار بیاید.استراتژی آمریکاییها هم در مقطع کنونی اعمال فشار بر جمهوری اسلامی و کوشش جهت تضعیف جایگاه آن در منطقه است.پس طبیعی است که یک بعد سیاست های آمریکا را کوشش جهت ایجاد اغتشاشات قومی در ایران تشکیل دهد که البته مدت هاست این پروژه کلید خورده است.در همین راستا و از آنجا که جمهوری مزدور اران،نقشی اساسی در اجرای پروژه های ضدایرانی به عهده دارد،می توان به این نتیجه رسید که آمریکا برای جلب رضایت بیشتر نوکرانش،ارمنستان را بیشتر تحت فشار خود قرار دهد.(+)

در این راستا،البته دو مسئله ی اساسی می توانند موانعی اساسی در راه تحقق این پروژه ی خطرناک ایجاد کنند:

۱-وجود لابی نیرومند ارمنی ها در آمریکا.این لابی که دستکم یک میلیون نفر نخبه ی ارمنی (بازرگان،متخصص،مدیر،...) را در بر می گیرد،در سالهای جنگ قراباغ موفق شد کنگره ی آمریکا را وادار به تصویب قانونی برای تحریم تسلیحاتی پان ترکیست های اران کرده و نقشی فعال در این زمینه ایفا کند.

۲-پروژه ی انتقال گاز ایران به ارمنستان.دو کشور در این زمینه به توافقات نهایی دست یافته و بخش اجرایی پروژه نیز آغاز شده است.بعید است ارمنی ها نسبت به این امر ناآگاه باشند که در صورت معاوضه ی ارضی با آذربایجان و قطع ارتباط جغرافیایی شان با ایران،تامین گازشان با مشکل روبرو شده و آینده ی کشورشان در زمینه ی تامین سوخت در هاله ای از ابهام فرو خواهد رفت.

با این حال،چنانکه گفتم،هیچ تضمینی وجود ندارد که ارمنی ها زیر فشار آمریکا به اجرای این پروژه تن در ندهد.در صورتی که این توافق صورت بگیرد،تهدیدهای زیر برای امنیت ملی و یکپارچگی سرزمینی ما پدید خواهد آمد:

۱-به دلیل اتحاد سیاسی احتمالی ترکیه-اران،ما بایستی آرمان بازپسگیری سرزمین های ایرانی نشین قفقاز را به فراموشی بسپاریم و ایرانیان قفقاز (تالش ها-تات ها-کردها-پارس ها-اوستی ها) را دردستان بیگانه رها کنیم.

۲-با رسیدن ترکیه به دریای کاسپین،می بایست شاهد افزایش توان راهبردی ترک ها بوده و تبدیل شدن به قدرت اول منطقه را هم فراموش کنیم.در این صورت،ترکیه در دریای کاسپین هم به یک بازیگر مهم تبدیل خواهد شد.امری که می تواند به منزله ی کابوسی برای ما تلقی شود.

۳-با نزدیک تر شدن ترک ها به شرق،آرمان پان ترکیسم به یک راهبرد جایگزین (آلترناتیو) برای غربی و مدرن شدن که برای ۸۰ سال اولویت نخست سیاست ترک ها بوده است،تبدیل خواهد شد.به ویژه اینکه ترک ها در ۴۰ سال اخیر از اروپاییها چیزی به جز تحقیر و سرکوفت ندیده اند و همه ی کوششها و تقلاهایشان برای "اروپایی شدن" با بی اعتنایی خفت آور غرب روبرو شده است.در این صورت،ترک ها به راستی با تمام توان به کوشش برای تحقق "توران بزرگ" روی خواهند آورد،در این شک نکنید!

می بینید که با آن معاوضه ارضی ۱۹۳۰،هم به کردها خیانت کرده و حتی شانس ایجاد کردستان مستقلشان را از میان بردیم و به آرمان پان ایرانیسم خیانت کردیم،و هم خودمان را در چنین هچلی انداختیم!

آری! این است نتیجه ی خیانت به همتباران دور از میهن!


* یکی از خوانندگان کردتبار این تارنما به نام "وهاب کرمانشاهی"،نوشته ای بسیار وزین و زیبا در انتقاد از سیاست های نادرست و خائنانه ی رژیم های پیش و پس از انقلاب در حق کردان دور از میهن نوشته که بهتر دیدم آن را در صفحه ی اصلی ام بگذارم:

گویی خنجر زدن از پشت به جنبشهای رهایی بخش کردان جدا گشته از مام میهن خصلت فرمانروایان حاکم بر ایران است! از دوران صفویان که بر اثر سیاست نادرستشان در رسمیت بخشیدن به مذهب شیعه به عنوان عامل وحدت ایرانیان و جدایی بخش بزرگی از کردستان و مهاجرت تعداد زیادی از زرتشتیان از ایران به واسطه اجبار در گرویدن به همین عامل وحدت بخش!!! تا به امروز که بار دیگر اداره امور کشور در دست روحانیون شیعی قرار گرفته، همواره شاهد همکاری بین حکومتهای ایرانی و رژیمهای ترکی و عربی در سرکوب جنبشهای هویت طلبانه کردها بوده ایم که نمونه هایی از آن را میتوان در همکاری رضاشاه با رژیم نژاد پرست ترکیه در سرکوب جنبش آرارات به رهبری ژنرال نوری پاشا و خیانت محمدرضاشاه به جنبش ژنرال بارزانی و معامله پنهان با رژیم نژاد پرست عراق مشاهده کرد.

 جالب اینجاست که این شاهان خود را ادامه دهنده راه کورش بزرگ برای رساندن ایران به دروازه تمدن بزرگ میدانستند!!! اما خود ببینید و قضاوت کنید، تلاش کورش بزرگ را در آزادی قوم یهود که قومی غیر ایرانیند(از شر حاکم بابل)، با رفتار شاهان پهلوی در سرکوب کردها که اصیلترین قوم ایرانیند. جالب اینجاست که پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی تمام سیاستهای رژیم پیشین از سوی رژیم جدید ترد گشت بجز سیاست سرکوب کردها در درون و برون مرز با همکاری رژیمهای ترکیه و عراق . این درحالیست که دفاع از حقوق وابستگان ملی در هرجای جهان جزو عرف بین الملل میباشد ( بنگرید به حمایتهای ترکیه از ترکهای بلغار و یونان و قبرس و حتا ترکمنهای عراق ).

 به هر روی کردهای ایرانی نژاد نه تنها از سوی ایران حمایت نمیگردند که در بسیاری از مواقع توسط نیروهای ایرانی سرکوب میشوند و خون پیشمرگه کرد و سرباز ایرانی که هر دو آریایی هستند، در جهت مقاصد دیگران بر زمین میریزد ( بنگرید به درگیرهای پاسداران ایرانی با مبارزان پ.ک.ک ).

 پس یک کرد حق دارد بگوید :

دوستی با هرکه کردم خصم مادرزاد بود          آشیان هرجا که بستم خانه صیاد بود

... البته این شعر مصداق حاکمان سرکوبگر است و نه ملت آزاده و قهرمان ایران که همواره در طول تاریخ در کنار هم و برای هم زیسته اند ... به امید روزی که تمامی ایرانیان از هر تیره و مذهبی در کنار هم و برای هم و در سایه حاکمیتی برخاسته از اراده خویشتن زندگی کنند . پاینده ایران . بژی کوردستان ...

* به باور من یکی از مشکل های اصلی تحکیم همبستگی ملی ایرانیان،سیاست تبعیض مذهبی ست که بر ضد شهروندان اهل سنت ایرانی اعمال می شود.با وجودی که می بایست اذعان کرد که دو قوم ایرانی تبار کرد و بلوچ،از قربانیان اصلی این سیاست بوده و هستند،اما نمی بایست از این حقیقت غافل شد که بخشی از پارسی زبانان ایران در استان های فارس و خراسان نیز که به کیش تسنن هستند،مورد ظلم و تبعیض مذهبی قرار دارند.در تازه ترین تنش مذهبی،گروهی از اهل سنت منطقه ی "لار" استان فارس،خشم و اعتراض خود را نسبت به تداوم سیاست های تبعیض آمیز جمهوری اسلامی در حق خویش بروز دادند که البته توسط سایت جناب "رئیس دولت عشق"،برچسب "وهابی گری" خورده است.(+)

*کسانی که روزنامه ی "ایران" می خوانند،بی گمان با نام "میرمهرداد میرسنجری" آشنا هستند.ایشان یکی از بهترین و متفکرترین قلم زنان صفحات دیپلماتیک روزنامه ی ایران است که جهت نوشته هایش همواره به سود میهن و بر ضد دشمنان درونی و بیرونی آن است.تازه ترین مقاله ی آقای میرسنجری را در سایت بازتاب،در اینجا بخوانید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت 13:21  توسط اردشیر آزاده  | 

گستاخی در چپاوول!-"نوروز جمشیدی" هم ترکی شد!

 

به نظر می رسد که فرآیند مصادره ی مفاخر فرهنگی-تاریخی ایرانیان به سود اقوام ترک همچنان ادامه دارد.اصولا بهتر است بگوییم که یکی از اصول بنیادین "ترک گرایی (تورکچولوک)،کوشش برای ترک ساختن -یا به عبارت بهتر-"ترک نمایاندن" دانشمندان،چامه سرایان،پیامبران،شاهنشاهان و سرداران پرآوازه و حتی اقوام ایرانی بوده و هست:

-پور سینا،رازی،خوارزمی،بیرونی،...

-خاقانی شروانی،نظامی گنجوی،مولانا جلال الدین محمد بلخی،شهریار،...

-زرتشت،مزدک،...

-پاپک خرمدین،هرمز ساسانی،...

-مادها،سکاها،ماساژت ها،آلان ها،سرمت ها،کیمری ها...

این در حالی است که در عصر "ارتباطات" امروز،چنین کوشش هایی تنها با تمسخر محافل آکادمیک علمی روبرو شده و به بی آبرو و اعتبار شدن انجام دهندگان و پشتیبانانش می انجامد و بیگمان خود ترکیست ها نیز این را می دانند،اما از فرط فقر فرهنگی-هویتی همچنان به انجام پروژه های شرم آورشان ادامه می دهند.از حق البته نگذریم که حس درونی و نهادینه شده ی "چپاوولگری"،که یک جزء ثابت تاریخ قومی ترکهاست،در تداوم این اقدامات موثر بوده و هست.به قول شاعر:

ترکمانی وصف جنت می شنید    گفت آنجا نیز غارت و تاراج هست؟!

واپسین و به باور من،شرم آورترین و گستاخانه ترین این چپاوول ها،مصادره ی جشن باستانی "نوروز" برای افتخارآمیز کردن کارنامه ی تهی فرهنگی ترکان است.

در سایت رسمی "مدیریت عمومی ترکی جراید و اخبار" (+) درباره ی ریشه های جشن نوروز چنین آمده است:(+)

Nevruz originated in the Yenisey-Orhon area and spread by the Altaic Tribes. Then the Hun Turks brought this feast to Hungary and to the Balkans. At the beginning of 800 A.D it was spread from the southern region of the Caspian Sea to Anatolia and to Mezopotamia. Nowadays, it is celebrated by people who inhabit a vast area stretching from the Balkans to the Wall of China and to Siberia.

برگردان به پارسی:

نوروز در منطقه ی "یئنی سئی-اورخون" ریشه گرفته و به وسیله ی قبایل آلتاییک (=ترکی-مغولی) گسترش یافته است.سپس ترک های هون این جشن را به مجارستان و بالکان آوردند.در ۸۰۰ پس از میلاد،نوروز از منطقه ی جنوب دریای کاسپین تا آناتولی و میانرودان گسترده بود.امروزه،نوروز بوسیله ی مردمانی که منطقه ی وسیع میان میان بالکان تا دیوار چین و سیبری را مسکون ساخته اند،جشن گرفته می شود.

زهی بی شرمی! زهی وقاحت!

آخر ترکان فرهنگ پرور! گمان برده اید که "نوروز" نیز همچون گنجینه ای زرانباشته است که شما همچون سده های میانه،سوار بر اسب هایتان،به یورش پرداخته و آن را چپاوول کنید؟ یا شاید می پندارید که با چنین مزه پرانی هایی می توانید کهن ترین جشن زنده ی جهان را رنگ ترکی بزنید؟! ...جالب اینجاست که پان ترکیست های وطنی نوروز را برگرفته از "عید دوموز ترکان سومئر" !! می دانند (+) ! حالا اینکه سومئر در منطقه ی "یئنی سئی-اورخون" واقع شده است یا بر عکس را دیگر بایستی از خودشان پرسید!

از این با مزه تر هم اینجاست که خود نویسنده (یا نویسندگان) این چرتنوشته در نخستین سطور مقاله ی کمیک خود آورده بود:

Nevruz is a Persian word which means “New Day.” 

چنانچه می بینید،کدنگی معمول ترکی در اینجا نیز مشهود است:نوروز در مغولستان ریشه گرفته  و به وسیله ی قبایل فرهنگ پرور آلتایی گسترش یافته،اما نامش یک واژه ی پارسی است!

دروغ وقیحانه ی دیگر این است:

In addition to the Huns, Kök Turks, Uigurs, Seljuks, and Ottomans, Nevruz has also been celebrated during the Republican period.

برگردان به پارسی:

افزون بر هون ها،گوک ترک ها،اویغورها،سلجوقها و عثمانی ها،نوروز در جریان دوره ی جمهوری (۱۹۲۲ تا الان) نیز جشن گرفته می شده است.

این یک دروغ وقیحانه است.من ثابت می کنم که برگزاری نوروز تا همین چند سال پیش که سرانجام پس از مدت ها کوشش و همت فعالان سیاسی-فرهنگی کردتبار از یکسو و فشار اتحادیه ی اروپا از زیر یوغ سانسور و فشار ترکی رهایی یافت،همواره از سوی دولت فاشیست ترک به عنوان یک "جرم سیاسی" تلقی شده و از برگزاری آزادانه ی آن توسط کردها جلوگیری به عمل می آمده است.

سند شماره ی 1:

"نجدت احمد سزر" رئیس جمهوری ترکیه خواستار برگزاری نوروز در سراسر کشور می شود.

نکته:سزر در زمان هون ها و گوک تورک ها زندگی نمی کند!

سند شماره ی 2:

Celebrations of Nevruz in Turkey yesterday were tainted by the provocation and slogans of illegal and pro-PKK groups. Some 30,000 people participated in the celebrations in Istanbul, an event organized by the Democratic People?s Party (DEHAP) and a number of nongovernmental organizations

برگردان به پارسی:

دیروز برگزاری مراسم  نوروز در ترکیه با تحریکات و شعارهای گروه های غیرقانونی و هوادار پ.ک.ک "لوث" شد.حدود ۳۰ هزار نفر در برگزاری جشن در استانبول که توسط حزب دموکراتیک خلق (دهاپ-گروهی کردی) و جمعی از سازمان های غیردولتی سازماندهی شده بود،شرکت جستند.

نکته:استانبول ۳۰ هزار نفر جمعیت ندارد!

سند شماره ی 3:

جشن نوروز در كردستان پيوسته با نوعي مبارزه با ظلم وستم و طغيان عليه ستمگران و ظالمان آميخته بوده است و به ويژه « صبغه سياسي » آن بسيار برجسته تر از ساير آداب و رسوم ديني واخلاقي ونمايشي آن است و آن نيز به دو دليل عمده مي باشد : دليل تاريخي آن كه استمرار داستان مبارزه فريدون و كاوه آهنگر با ضحكاك ظالم است، دليل ديگر شرايط و وضعيت ويژه اي كه همواره كردان در آن به سر برده اند و تحت ستم حكومت هاي جابر و غاصب به زندگي خويش ادامه داده اند و در اين چالش، آيين ها و جشن هاي ملي كردان انگيزه خوبي براي بروز و ظهور احساسات آنان بوده است .

طاهر احمد حويزي در « تاريخ كويسنجق » در گزارشي راجع به نوروز مي نويسد: به سال ۱۹۴۶ كه در كوي جشن نوروز بر پاشد و آتش عظيمي را بر پاي داشتند ومردم كثيري در آن شركت كرده و مراسم با شكوهي را به اجرا گذاردند. اين جشن با دو مشكل بزرگ رو به رو بود: يكي از سوي حكومت به عنوان جشن ويژه كردها، يك جشن سياسي قلمداد مي شد و از سو ديگر از طرف علماء و فقها تقبيح مي شد زيرا آن را جشن مجوسان آتش پرست مي دانستند و لذا در سال 1948 م به سبب برپايي جشن نوروز فتنه بزرگي روي داد و مردم مجبور شدند در سال 1950 م بدون روشن كردن آتش جشن را بر پاي دارند كه البته اشعار انقلابي و آوازهاي كردي و رقص كردي چاشني اين مراسم بود. بعدها چنان شد كه در ايام نوروز نمايش كاوه آهنگر نيز به اجرا در مي آمد با اين وصف هميشه مردم كرد عراق و تركيه و سوريه در برپايي آيين هاي نوروزي با مشكلات عديده مواجه بوده اند و آن بدين سبب بود كه از سوي حكومت هاي آنان يك « جشن » كاملا" سياسي محسوب مي شد.

این است چهره ی پلید ترکیست ها! تا زمانی که می توانستند،با شدت و خشونت از برگزاری نوروز جمشیدی توسط کردان ایرانی تبار جلو می گرفتند و حتی آنها را به جرم برگزاری آن به خاک و خون می کشیدند (سند ارائه خواهم کرد)،اما وقتی که "زورشان نرسید" و به سبب فشارهای اتحادیه اروپا و فعالان جنبش ملی کرد وادار به صدور اجازه ی برگزاری این جشن آریایی شدند،به این صرافت افتاده اند که آن را به نفع خودشان مصادره کنند!

به هر روی،ما می بایست این نکته را در نظر داشته باشیم که حفظ و پاسداری از میراث فرهنگی-تاریخی ایرانی مان،در این شرایط تاریخی یک وظیفه ی ملی-میهنی است.عربها و ترکها،دشمنان تاریخی ملت ما  هستند و از دشمن هم جز انتظاری به جز دشمنی نیست.این ما هستیم که می بایست در هر جا و جایگاه،به پدافند از هویت و میراث ایرانی مان پرداخته و نسبت به ایفای وظیفه ی ملی مان قیام کنیم.

 


*هشدار سازمان کردهای شمال خراسان به مزدوران گروهک پان ترکیستی "اویانیش" (+)

*پان ترکیسم و خلق عرب بوی گند یک مردار هستند (+)

*در استقبال از سال آریایی (+)

*کلوب "ایران در گذشت روزگاران" (+)

*پی نوشت ۱:در پی رجزخوانی های "مسعود انتظار" (کوفته تبریزی سابق!) در پیام گیر "تریبون آزاد حزب پان ایرانیست" مبنی بر آمادگی برای انجام بحثی فراگیر درباره ی تاریخ ایران و آذربایجان،اینجانب همین جا اعلام می کنم که حاضرم تا درباره ی کلیه ی مسائل تاریخی،فرهنگی،سیاسی،اقتصادی و نژادی مربوط به ایران و آذربایجان با ایشان وارد بحث نامحدود شوم.

*پی نوشت ۲: آژانس خبری آذربایجان خبر بروز شده است.مجموعه ای ذیقمیت از اخبار و گزارش های مربوط به سرزمین های آذری نشین دورمانده از ایران را در پست های مربوط به ۱۶ و ۲۴ تیر این وبلاگ سودمند که به همت یک آذری میهن پرست گردانده می شود،مطالعه کنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت 23:46  توسط اردشیر آزاده  | 

مقاومت کردان عراق در برابر پان عربیسم و وظایف ما

 

کردان گرد عراق که پس از تحمل هشت دهه اشغالگری عرب های ستمگر،هم اکنون در بهترین موقعیت ممکن برای ایجاد یک موجودیت سیاسی مستقل قرار دارند،در برابر کوشش های بازماندگان فرتوت جنبش پان عربیسم،به خوبی در حال مقاومت می باشند.

"کامران خیری سعد" از اعضای ائتلاف کردی عراق،در مصاحبه ای با روزنامه ی "الشرق الاوسط"،ضمن تاکید بر حضور کردها در عراق و هویت مستقلشان،هشدار داده است که اعضای کردتبار شورای قانونگذاری عراق،هر گونه قانونی را که بر وجود عراق به عنوان بخشی از "ملت عرب" دلالت کند،رد خواهند نمود.وی همچنین با هشدار به مخالفان "فدرالیسم" در عراق،تاکید کرده است که این امر می تواند به تمامیت عراق صدمه بزند،چرا که کردها در یک فدرالیسم مختارانه می زیند و نه اجبارآمیز! (+)

این پیام بسیار خوبی برای پان ایرانیست هاست.مقاومت کردها در برابر پان عربیسم می بایستی با تمام توان از سوی میهن پرستان ایرانی و بویژه پان ایرانیست ها ارج گذاشته شده و مورد حمایت سیاسی-تبلیغاتی اینان قرار گیرد.کردهای عراق می توانند با این مقاومت جانانه،از تبدیل شدن دوباره ی عراق به کانون پان عربیسم و بعثیسم در منطقه و طرح ریزی توطئه های پادایرانی جلوگیری کرده و یکی از مولفه های همیشگی تهدیدبرانگیز برای امنیت ملی ما را از میان بردارند.

کردهای عراق را حمایت کنیم!


*پی نوشت ۱: چنانچه "ساسان" گرامی یادآور شده است،می توان برای اثبات ترک تبار نبودن آذریان ایران زمین،از دانش آنتروپولوژی و ژنتیک بهره گرفت.از آنجا که اینجانب با یکی از دوستان آگاه به اینگونه مسائل آشنا هستم،به خوانندگان مژده می دهم تا در آینده ی نزدیک مجموعه ای از این دست اسناد را در همین تارنما قرار دهم.

*پی نوشت ۲: تیم های دانشجویی کشورمان در رقابتهای روبوکاپ ۲۰۰۵ ژاپن موفق به درو کردن بخش عمده جوایز و مدال ها شده اند.ضمن شادباش این موفقیت،توجه خوانندگان گرامی را به نام های برگزیده ی این تیم ها جلب می کنم:

-تیم "آریا" از دانشگاه صنعتی امیرکبیر،مقام نخست بخش شبیه سازی سه بعدی روبات های فوتبالیست

-تیم "کاسپین" (نام حقیقی دریای شمال ایران) از دانشگاه علم و صنعت ایران،مقام دوم لیگ شبیه سازی روبات های امدادگر

-تیم "کسری"،مقام سوم شبیه سازی مربی فوتبال

-تیم "کاوه"،برنده ی جایزه ی توسعه ی شبیه سازی فوتبال

-تیم "خلیج فارس" از دبیرستان شهید اژه ای اصفهان،مقام دوم لیگ "جونیور" (+)

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم تیر 1384ساعت 22:53  توسط اردشیر آزاده  | 

گرگان پاچه گیر!

 از آنجا که برخی دوستان گرامی متذکر شده اند که متن نوشته شده در سایت "داشتن"،مربوط به آقای اعلمی نیست،این مطلب که در انتقاد از ایشان نوشته شده بود،از این لحظه برداشته می شود.

می پذیرم که در انتقاد،کمی تندروی کرده و از همان روش هایی استفاده کرده ام که ویژه و شایسته ی پان ترکیست هاست.

با احترام به دوستانی که یادآوری نمودند،به ویژه آقایان آسوده،دادمان و مقدم سبزواری!

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم تیر 1384ساعت 14:57  توسط اردشیر آزاده  | 

مرزها را به جلو ببرید!

 

در این شکی نداشته باشید که موجودیت سیاسی ای که امروزه "عراق" نام گرفته،دست ساخته ی بدقواره ی استعمار سیاه بریتانیا است.دولت فخیمه که در جریان جنگ جهانی یکم با رژیم عثمانلی ترکیه درگیر جنگ بود،بر آن شد تا با تحریک و پشتیبانی از ناسیونالیسم نوپای عربی و تسلیح عشایر عرب حجاز،جبهه ی دیگری بر ضد ترکان گشوده و توازن قوا را به سود خود و متحدینش بر هم بزند.پس از شکست عثمانیان و پیروزی استقلال خواهان عرب،انگلیسی ها که متوجه وجود نفت در ایالت "موصل" شده بودند،علیرغم خواست مردم کرد آن سامان برای دستیابی به استقلال،بر آن شدند تا با الحاق این ایالت به ایالتهای "بغداد" و "بصره"،موجودیت سیاسی ناهمگونی را به صورت شتابزده سرهمبندی نموده و خود قیمومت آن را بدست گرفته و به چپاول منابع نفت آن بپردازند.

این موجویت دست ساز که دارای ۳ ایالت ناهمگون از نظر قومی/مذهبی می باشد،در طول هشتاد و اندی سال تاریخ خود،همواره با بحران های قومی روبرو بوده است.کردان شمال این کشور که به هیچ وجه راضی به همزیستی با عربان زورگو نبوده اند،تقریبا همیشه در شورش و قیام به سر برده اند.جنبش نیرومند "ملامصطفی بارزانی" علیرغم برخی ناکامی ها موفق شد تا بنیاد خودآگاهی قومی-سیاسی کردان عراق را برپا و تحکیم ساخته و راه نبرد و رهایی را روشن سازد.پس از پیمودن راه سخت و دشوار مبارزه،سرانجام کردان عراق در سال ۱۹۹۱ به خودمختاری گسترده ای دست یافتند و با توجه به دور بودن از سلطه ی ویرانگر صدامیان،موفق شدند در طول ۱۴ سال،کردستان عراق را به یکی از آزادترین،دموکرات ترین و مرفه ترین مناطق خاورمیانه بدل سازند.

اکنون و پس از گذشت ۲ و نیم سال از سرنگونی رژیم بعثی به دست نیروهای متحد،به نظر می رسد که بهترین گزینه برای این کشور،تقسیم آن به ۳ منطقه ی مستقل باشد.

-مناطق شمالی این کشور،شامل ۴۰٪ خاک عراق،از جمله شهرهای کرکوک،اربیل،موصل، دهوک،سلیمانیه، خانقین می بایستی به کشور "کردستان جنوبی" به پایتختی کرکوک تبدیل شود.

-مناطق مرکزی عراق،شامل ۲۰٪ خاک عراق،از جمله شهرهای الرمادی،تکریت و فلوجه بایستی به واحد سیاسی ویژه عربهای سنی عراقی تبدیل شود.

-و سرانجام مناطق جنوبی این کشور،از جمله شهرهای بصره،نجف،کربلا،کاظمین،سامرا و نیز شهر بغداد نیز می بایست در چارچوب واحد سیاسی شیعیان عراقی گنجانده شوند.

نکته ی مهم دیگری نیز که نمی بایست از یادمان برود این است که دولت عراق بابت تجاوز بی شرمانه اش به مام میهن، و بر اساس قوانین بین المللی می بایست مبلغی معادل ۱۰۰۰ میلیارد دلار به ما خسارت پرداخت کند.از آنجا که این تجاوز خونین توسط عربان عراق سازماندهی و اجرا شده و کردهای عراق هیچگونه نقشی در آن نداشته اند،لذا این خسارت می بایست از دو واحد سیاسی عربی ستانده شود.از سوی دیگر می دانیم که با وضعیت کنونی عراق،بعید است که این خسارت در کوتاه مدت به ملت ایران پرداخت شود.راه چاره ای که به نظر من می رسد که بایستی مرزهای دو کشور را تا می توانیم به جلو ببریم و مناطقی از بخشهای عرب نشین عراق را به خاک خودمان الحاق کرده و به عنوان "گرویی" تا زمان پرداخت کامل ۱۰۰۰ میلیارد دلار خسارت،در اشغال خود نگاه داریم.

به نظر می رسد که ملایان علیرغم درگیری با مسائل پرونده ی هسته ای،به گونه ای بی سر و صدا مشغول انجام چنین طرحی هستند.(+).این حرکات می بایستی با قدرت ادامه پیدا کند.آمریکا و انگلیس در موقعیتی نیستند که بتوانند جنگ دیگری را سازماندهی و اداره کنند.پس می توان که مرزها را بیشتر و بیشتر به پیش راند و منطقه ی قابل توجهی را به تصرف خود درآورد.

از یاد نبرید که هر وجب از خاک عراق به خون یک سرباز فداکار وطن،چه در جنگ با سلوکیان اشغالگر،چه در نبرد با رومیان زیاده خواه،چه در نبرد تراژیک با عربان جهادگر و چه در ستیز با ترکان خونریز عثمانی،سرشته و لذا دارای تقدسی فراوان برای هر ایرانی می باشد.پس:

مرزها را به جلو ببرید!


*جشن تیرگان (+)

*پی نوشت:خبر جالبی که امروز یافتم،این است که بنا بر توافق وزرای دفاع ایران و عراق،"علی شمخانی" و "سعدون الدولیمی"،قرار بر این شده است که ایران بخشی از آموزش و حتی تسلیح ارتش نوپای عراق پس-از-صدام را بر عهده بگیرد.(+) این خبری بسیار امیدوارکننده است.با انجام این امر ما خواهیم توانست که از نظر "اطلاعات نظامی" که رل بسیار مهمی را در معادلات سیاسی-نظامی ایفا می کند،به برتری محسوسی بر همسایه ی همواره مشکل تراشمان -عراق- دست یابیم.در حقیقت در صورت آغاز برخورد نظامی دیگری میان دو کشور در آینده،ما از هم اکنون یک به هیج جلو هستیم.

نکته ی جالب دیگری که در خبر وجود دارد این است که شمخانی تاکید کرده که حل مشکلاتی چون قرارداد صلح و یا مسئله ی خسارات ایران در جنگ،به مدت بیشتری برای حل شدن نیاز دارد.این امر به نظر من هوشمندانه است چون که نمی بایستی در هیچ صورتی از حق ۱۰۰۰ میلیارد دلاری ملت ایران گذشت و آن را با معاملات سیاسی-تجاری-مذهبی معمول در روابط دو کشور عوض کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم تیر 1384ساعت 23:16  توسط اردشیر آزاده  | 

نگذاریم تا نام نامی "بابک"،دستآویز دشمنان گرگ صفت ایران و ایرانی شود!

جمهور

ایستاده گرانسنگ بر اوج پرصلابت دشوار

بر صخره های سترگ کلیبر

جمهور

اندیشناک میهن مغلوب است...

از بیشه های روشن اندیشه ام

اینک

پلنگ خاطره ای می کشد غریو...

بغداد:در بادهای تیره ی بیداد

در قصرها:شکفته گل سرخ جام ها

بانگ بلند خنده و نوشانوش

پل بسته بر سکوت سیاه شهر

و شهر:

در خیل خواب و خوف...

در دوردست...

اما

هیئت مردی

چون مشعل فروزان

خواب بلند این فلات سترون را

آشفته می کند

مردی که قلب منقلبش

قلب میهن است

مردی که چلچراغ روشن چشمش

چراغ خلق:

دشمن چه فتنه های غریبی دارد

به زیر سر؟

افشین

چه نقشه های پلیدی دارد درون دل؟

آیا کدام مرد حرامی؟

آیا کدام مرد حرامی؟

اینگونه کرد پریشان

گونه های ملت من را؟

آیا کدام مرد حرامی؟

آیا کدام...؟

بابک،درون قلعه ی جمهور

اندیشناک میهن مغلوب است...(+)

فسوسا که امروز،دشمنان این مرزوبوم اهورایی،روح این ابرمرد میهن را در عذاب و رنج و سختی افکنده اند.
طنز تلخ تاریخ را بنگر که چگونه نام میهن پرست ترین میهن پرست تاریخ ایران،دستآویز سیاهدل ترین دشمنان این سرزمین آن هم در زادگاه محبوبش،در دیاری که تک تک کوه ها و رودها و درختانش شاهد خروشها و قیام های این ابرایرانی بوده اند،شده است!
نامش را،درفشش را و نمادهاي جنبشش را،...نه آنگونه که خود می خواست در راه آزادی و اعتلای میهن،که برای جدا کردن سر سرسبز ایران زمین،آذرآبادگان عزیز،از تنه ی میهن کهنسالش می خواهند!
تمثال نازنينش را بر سر دست مي گيرند و سپس بي شرمانه،چونان گرگان تشنه ي خون زوزه هاي وحشيانه سر داده و سپس آن پرچم نفرت انگيز خونين رنگ خون چكان عثمانليان را در آسمان آبي كليبر مي جنبانند...فسوس...فسوس...

اي سهند سرفراز،اي ارس خروشان،اي چيچست ورجاوند،...شما را چه شده است؟چرا سكوت كرده و مهر خاموشي بر لب زده ايد؟...شما شاهد همه ي آن رزم ها و نبردهاي خونين بوده ايد...شما همه ي آن جانفشاني ها و دليريها را به چشم ديده ايد...پس سخن بگوييد...بگوييد حقيقت را...بگوييد كه سرداران رشيد خرم دين را،اين اتحاد شوم عرب و ترك بود كه بر خاك و خون مي فكند...بگوييد كه تركان مزدور خليفه ي عباسي چه خونها كه از آذريان پيرو بابك نريختند...سخن بگوييد...

كاش...اي كاش مي شد ديوارها و درها و ستون هاي دژ جاودان كليبر را خطاب قرار داد و از آنان پرسيد حقيقت را...تا حكايت كنند قصه ي پرغصه ي بابك را...تا بگويند كه او براي چه آرمان و هدفي،جان و جانان را باخت و چونان شيري شرزه بر دشمنان ستم پيشه اش شورش كرد..ولي افسوس...افسوس...

اي ايراني! در دژ كليبر،پيكرهاي به خون تپيده ي هزاران همخون دليرت خفته اند! اين دژ،شاهد رزم ها و نبردهاي سردار بزرگي بوده است كه به جز ايران و ايراني براي چيز ديگري نمي انديشيد و نمي رزميد! در اين دژ،مامن روح بزرگ شيرمردان ايران پرستي است كه براي آزادي و رهايي تو،در خون خود خفته اند...پس...پس حرمتشان را نگاه دار! بگذار آسوده بيارامند و از زوزه هاي گرگان در رنج و سختي نباشند!

آري!

نگذاريم تا نام نامي "بابك"،دستآويز دشمنان گرگ صفت ايران و ايراني شود!


*تلاش قومگراهاي افراطي براي ايجاد تشنج در مراسم قلعه بابك (+)

*بازخواني نهضت خرم دينان(+)

*پي نوشت: گويا در كارنامه ي رئيس جمهور جديدمان،انواع و اقسام بزهكاري ها و جنايت ها،از آدم ربايي و گروگانگيري گرفته تا آدم كشي و ترور يافت مي شود! پس از افشاي نقش "دكتر" احمدي نژاد در ترور ناجوانمردانه ي "دكتر سامي" در سال ۱۳۶۷ و نيز گروگانگيري شوم آبان سال ۱۳۵۸،اكنون اتريشيان مدعي شده اند كه ايشان در ترور "دكتر عبدالرحمن قاسملو" رهبر فقيد كردهاي شورشي ايران و دو تن از همراهانش در ۱۳ جولاي ۱۹۸۹ نيز نقشي كليدي ايفا كرده اند! (+).با اين اوصاف،به نظر مي رسد كه رئيس جمهور محبوبمان مي بايست كه از ۴ سال مدت رياست جمهوري شان،دستكم ۳ سالش را در دادگاه هاي مختلف بين المللي به سربرده و مشغول پاسخگويي به اتهامات رنگارنگي باشند كه از سوي هزاران ايراني و انيراني و به دلايل مختلف طرح شده است! تصور ايشان با آن سيماي نازنين و قامت رعنا،در لباس راه راه زندان و در حال خدمت رساني به مردم! مي تواند بسيار فرح بخش و شادي افزا باشد!

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم تیر 1384ساعت 16:32  توسط اردشیر آزاده  | 

نکاتی چند درباره ی منشور نیرومندی و سربلندی ایران

 

تریبون آزاد حزب پان ایرانیست در خوزستان (+) منشور سربلندی و نیرومندی ملت ایران را در تارنمای خود قرار داده است.(+)

نکاتی که به نظرم رسید می بایست مورد توجه قرار گیرند:

۱-در بند ۳ منشور آمده است:

از حقوق همیهنان کرد و دیگر ایرانیانی که در میان عربها بسر میبرند پشتیبانی کنید.

پرسشی که اینجا پیش می آید این است که سرنوشت و حقوق دیگر اقوام ایرانی تباری همچون تالشان اران،تاجیکان ازبکستان و نیز آس های گرجستان و روسیه چه می شود؟ وانگهی،مگر نه اینکه بزرگترین جمعیت کرد جهان که بالغ بر ۲۰ میلیون نفر می شود در کشور غیرعربی "ترکیه" می زیند و اتفاقا تحت فشارهای وحشیانه تری نسبت به کردان عراق و سوریه بوده اند؟! سوگمندانه جتی در بند ۷ نیز این بی توجهی به کردان مظلوم ترکیه ادامه یافته است.در ضمن،بخش مهمی از کردان نیز در خوارزم و مرو اشغالی می زیند و حقوق اینان نیز می بایست مورد توجه قرار گیرد.

۲-در بند ۵ آمده است:

کشور عراق کشوری عربی نیست! این خطه از آن کردها و دیگر ایرانیان است که اقلیتی تازی آن را اشغال کرده اند.

من چنین باوری ندارم! به این دلایل:

 نخست اینکه عربهای عراقی میراثدار سامیان پیش-اسلامی میانرودان هستند.آکدی ها،آرامی ها،کلدانی ها و آموری هایی که تمدن های شکوهمند بابل و آشور را پی افکندند،از نظر قومی/زبانی بسیار نزدیک تر به عربان بودند تا ایرانیان!

و دوم نیز اینکه عربها در عراق یک "اقلیت" نیستند و دستکم ۷۵٪ جمعیت این کشور را تشکیل می دهند.

جنبش ما نمی بایست چهره ی یک جنبش اشغالگر و متجاوز را به خود بگیرد.ما یک جنبش "آزادیبخش" هستیم و تنها می خواهیم سرزمین های ایرانی نشین را از چنگال ستم پیشگان اشغالگر آزاد کنیم.پس در عراق ما تنها در حوزه ی جغرافیای قومی "کرد" می بایست ادعا داشته باشیم و از اندیشه ی الحاق اجباری مناطق عرب نشین این کشور به کلی چشم بپوشیم.

دیگر بندهای منشور،براستی به زیبایی و استادی تمام تهیه و تنظیم شده اند و من از همه ی ملی گرایان ایران دعوت می کنم تا با تایید این منشور،گامی بلند در راه برپایی ایرانی متحد،نیرومند و موثر در معادلات جهانی برداشته و نسبت به انجام وظیفه ی میهنی خویش قیام کنند. 


*راز آرامگاه پیامبر آریایی (+)

*پیش درآمدی بر رویدادهای ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ (+)

*آریاییهای وحشی یا متمدن؟ (+)

*آیین شاهنشاهی در باورهای ملی ایرانیان (+)

*ظهور و سقوط شریعتی (+)

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم تیر 1384ساعت 22:35  توسط اردشیر آزاده  |