مرزها را به جلو ببرید!
در این شکی نداشته باشید که موجودیت سیاسی ای که امروزه "عراق" نام گرفته،دست ساخته ی بدقواره ی استعمار سیاه بریتانیا است.دولت فخیمه که در جریان جنگ جهانی یکم با رژیم عثمانلی ترکیه درگیر جنگ بود،بر آن شد تا با تحریک و پشتیبانی از ناسیونالیسم نوپای عربی و تسلیح عشایر عرب حجاز،جبهه ی دیگری بر ضد ترکان گشوده و توازن قوا را به سود خود و متحدینش بر هم بزند.پس از شکست عثمانیان و پیروزی استقلال خواهان عرب،انگلیسی ها که متوجه وجود نفت در ایالت "موصل" شده بودند،علیرغم خواست مردم کرد آن سامان برای دستیابی به استقلال،بر آن شدند تا با الحاق این ایالت به ایالتهای "بغداد" و "بصره"،موجودیت سیاسی ناهمگونی را به صورت شتابزده سرهمبندی نموده و خود قیمومت آن را بدست گرفته و به چپاول منابع نفت آن بپردازند.
این موجویت دست ساز که دارای ۳ ایالت ناهمگون از نظر قومی/مذهبی می باشد،در طول هشتاد و اندی سال تاریخ خود،همواره با بحران های قومی روبرو بوده است.کردان شمال این کشور که به هیچ وجه راضی به همزیستی با عربان زورگو نبوده اند،تقریبا همیشه در شورش و قیام به سر برده اند.جنبش نیرومند "ملامصطفی بارزانی" علیرغم برخی ناکامی ها موفق شد تا بنیاد خودآگاهی قومی-سیاسی کردان عراق را برپا و تحکیم ساخته و راه نبرد و رهایی را روشن سازد.پس از پیمودن راه سخت و دشوار مبارزه،سرانجام کردان عراق در سال ۱۹۹۱ به خودمختاری گسترده ای دست یافتند و با توجه به دور بودن از سلطه ی ویرانگر صدامیان،موفق شدند در طول ۱۴ سال،کردستان عراق را به یکی از آزادترین،دموکرات ترین و مرفه ترین مناطق خاورمیانه بدل سازند.
اکنون و پس از گذشت ۲ و نیم سال از سرنگونی رژیم بعثی به دست نیروهای متحد،به نظر می رسد که بهترین گزینه برای این کشور،تقسیم آن به ۳ منطقه ی مستقل باشد.
-مناطق شمالی این کشور،شامل ۴۰٪ خاک عراق،از جمله شهرهای کرکوک،اربیل،موصل، دهوک،سلیمانیه، خانقین می بایستی به کشور "کردستان جنوبی" به پایتختی کرکوک تبدیل شود.
-مناطق مرکزی عراق،شامل ۲۰٪ خاک عراق،از جمله شهرهای الرمادی،تکریت و فلوجه بایستی به واحد سیاسی ویژه عربهای سنی عراقی تبدیل شود.
-و سرانجام مناطق جنوبی این کشور،از جمله شهرهای بصره،نجف،کربلا،کاظمین،سامرا و نیز شهر بغداد نیز می بایست در چارچوب واحد سیاسی شیعیان عراقی گنجانده شوند.
نکته ی مهم دیگری نیز که نمی بایست از یادمان برود این است که دولت عراق بابت تجاوز بی شرمانه اش به مام میهن، و بر اساس قوانین بین المللی می بایست مبلغی معادل ۱۰۰۰ میلیارد دلار به ما خسارت پرداخت کند.از آنجا که این تجاوز خونین توسط عربان عراق سازماندهی و اجرا شده و کردهای عراق هیچگونه نقشی در آن نداشته اند،لذا این خسارت می بایست از دو واحد سیاسی عربی ستانده شود.از سوی دیگر می دانیم که با وضعیت کنونی عراق،بعید است که این خسارت در کوتاه مدت به ملت ایران پرداخت شود.راه چاره ای که به نظر من می رسد که بایستی مرزهای دو کشور را تا می توانیم به جلو ببریم و مناطقی از بخشهای عرب نشین عراق را به خاک خودمان الحاق کرده و به عنوان "گرویی" تا زمان پرداخت کامل ۱۰۰۰ میلیارد دلار خسارت،در اشغال خود نگاه داریم.
به نظر می رسد که ملایان علیرغم درگیری با مسائل پرونده ی هسته ای،به گونه ای بی سر و صدا مشغول انجام چنین طرحی هستند.(+).این حرکات می بایستی با قدرت ادامه پیدا کند.آمریکا و انگلیس در موقعیتی نیستند که بتوانند جنگ دیگری را سازماندهی و اداره کنند.پس می توان که مرزها را بیشتر و بیشتر به پیش راند و منطقه ی قابل توجهی را به تصرف خود درآورد.
از یاد نبرید که هر وجب از خاک عراق به خون یک سرباز فداکار وطن،چه در جنگ با سلوکیان اشغالگر،چه در نبرد با رومیان زیاده خواه،چه در نبرد تراژیک با عربان جهادگر و چه در ستیز با ترکان خونریز عثمانی،سرشته و لذا دارای تقدسی فراوان برای هر ایرانی می باشد.پس:
مرزها را به جلو ببرید!
*جشن تیرگان (+)
*پی نوشت:خبر جالبی که امروز یافتم،این است که بنا بر توافق وزرای دفاع ایران و عراق،"علی شمخانی" و "سعدون الدولیمی"،قرار بر این شده است که ایران بخشی از آموزش و حتی تسلیح ارتش نوپای عراق پس-از-صدام را بر عهده بگیرد.(+) این خبری بسیار امیدوارکننده است.با انجام این امر ما خواهیم توانست که از نظر "اطلاعات نظامی" که رل بسیار مهمی را در معادلات سیاسی-نظامی ایفا می کند،به برتری محسوسی بر همسایه ی همواره مشکل تراشمان -عراق- دست یابیم.در حقیقت در صورت آغاز برخورد نظامی دیگری میان دو کشور در آینده،ما از هم اکنون یک به هیج جلو هستیم.
نکته ی جالب دیگری که در خبر وجود دارد این است که شمخانی تاکید کرده که حل مشکلاتی چون قرارداد صلح و یا مسئله ی خسارات ایران در جنگ،به مدت بیشتری برای حل شدن نیاز دارد.این امر به نظر من هوشمندانه است چون که نمی بایستی در هیچ صورتی از حق ۱۰۰۰ میلیارد دلاری ملت ایران گذشت و آن را با معاملات سیاسی-تجاری-مذهبی معمول در روابط دو کشور عوض کرد.
