تبليغاتX
اردشیر - گستاخی در چپاوول!-"نوروز جمشیدی" هم ترکی شد!

اردشیر

تاریخ-سیاست-فرهنگ

گستاخی در چپاوول!-"نوروز جمشیدی" هم ترکی شد!

 

به نظر می رسد که فرآیند مصادره ی مفاخر فرهنگی-تاریخی ایرانیان به سود اقوام ترک همچنان ادامه دارد.اصولا بهتر است بگوییم که یکی از اصول بنیادین "ترک گرایی (تورکچولوک)،کوشش برای ترک ساختن -یا به عبارت بهتر-"ترک نمایاندن" دانشمندان،چامه سرایان،پیامبران،شاهنشاهان و سرداران پرآوازه و حتی اقوام ایرانی بوده و هست:

-پور سینا،رازی،خوارزمی،بیرونی،...

-خاقانی شروانی،نظامی گنجوی،مولانا جلال الدین محمد بلخی،شهریار،...

-زرتشت،مزدک،...

-پاپک خرمدین،هرمز ساسانی،...

-مادها،سکاها،ماساژت ها،آلان ها،سرمت ها،کیمری ها...

این در حالی است که در عصر "ارتباطات" امروز،چنین کوشش هایی تنها با تمسخر محافل آکادمیک علمی روبرو شده و به بی آبرو و اعتبار شدن انجام دهندگان و پشتیبانانش می انجامد و بیگمان خود ترکیست ها نیز این را می دانند،اما از فرط فقر فرهنگی-هویتی همچنان به انجام پروژه های شرم آورشان ادامه می دهند.از حق البته نگذریم که حس درونی و نهادینه شده ی "چپاوولگری"،که یک جزء ثابت تاریخ قومی ترکهاست،در تداوم این اقدامات موثر بوده و هست.به قول شاعر:

ترکمانی وصف جنت می شنید    گفت آنجا نیز غارت و تاراج هست؟!

واپسین و به باور من،شرم آورترین و گستاخانه ترین این چپاوول ها،مصادره ی جشن باستانی "نوروز" برای افتخارآمیز کردن کارنامه ی تهی فرهنگی ترکان است.

در سایت رسمی "مدیریت عمومی ترکی جراید و اخبار" (+) درباره ی ریشه های جشن نوروز چنین آمده است:(+)

Nevruz originated in the Yenisey-Orhon area and spread by the Altaic Tribes. Then the Hun Turks brought this feast to Hungary and to the Balkans. At the beginning of 800 A.D it was spread from the southern region of the Caspian Sea to Anatolia and to Mezopotamia. Nowadays, it is celebrated by people who inhabit a vast area stretching from the Balkans to the Wall of China and to Siberia.

برگردان به پارسی:

نوروز در منطقه ی "یئنی سئی-اورخون" ریشه گرفته و به وسیله ی قبایل آلتاییک (=ترکی-مغولی) گسترش یافته است.سپس ترک های هون این جشن را به مجارستان و بالکان آوردند.در ۸۰۰ پس از میلاد،نوروز از منطقه ی جنوب دریای کاسپین تا آناتولی و میانرودان گسترده بود.امروزه،نوروز بوسیله ی مردمانی که منطقه ی وسیع میان میان بالکان تا دیوار چین و سیبری را مسکون ساخته اند،جشن گرفته می شود.

زهی بی شرمی! زهی وقاحت!

آخر ترکان فرهنگ پرور! گمان برده اید که "نوروز" نیز همچون گنجینه ای زرانباشته است که شما همچون سده های میانه،سوار بر اسب هایتان،به یورش پرداخته و آن را چپاوول کنید؟ یا شاید می پندارید که با چنین مزه پرانی هایی می توانید کهن ترین جشن زنده ی جهان را رنگ ترکی بزنید؟! ...جالب اینجاست که پان ترکیست های وطنی نوروز را برگرفته از "عید دوموز ترکان سومئر" !! می دانند (+) ! حالا اینکه سومئر در منطقه ی "یئنی سئی-اورخون" واقع شده است یا بر عکس را دیگر بایستی از خودشان پرسید!

از این با مزه تر هم اینجاست که خود نویسنده (یا نویسندگان) این چرتنوشته در نخستین سطور مقاله ی کمیک خود آورده بود:

Nevruz is a Persian word which means “New Day.” 

چنانچه می بینید،کدنگی معمول ترکی در اینجا نیز مشهود است:نوروز در مغولستان ریشه گرفته  و به وسیله ی قبایل فرهنگ پرور آلتایی گسترش یافته،اما نامش یک واژه ی پارسی است!

دروغ وقیحانه ی دیگر این است:

In addition to the Huns, Kök Turks, Uigurs, Seljuks, and Ottomans, Nevruz has also been celebrated during the Republican period.

برگردان به پارسی:

افزون بر هون ها،گوک ترک ها،اویغورها،سلجوقها و عثمانی ها،نوروز در جریان دوره ی جمهوری (۱۹۲۲ تا الان) نیز جشن گرفته می شده است.

این یک دروغ وقیحانه است.من ثابت می کنم که برگزاری نوروز تا همین چند سال پیش که سرانجام پس از مدت ها کوشش و همت فعالان سیاسی-فرهنگی کردتبار از یکسو و فشار اتحادیه ی اروپا از زیر یوغ سانسور و فشار ترکی رهایی یافت،همواره از سوی دولت فاشیست ترک به عنوان یک "جرم سیاسی" تلقی شده و از برگزاری آزادانه ی آن توسط کردها جلوگیری به عمل می آمده است.

سند شماره ی 1:

"نجدت احمد سزر" رئیس جمهوری ترکیه خواستار برگزاری نوروز در سراسر کشور می شود.

نکته:سزر در زمان هون ها و گوک تورک ها زندگی نمی کند!

سند شماره ی 2:

Celebrations of Nevruz in Turkey yesterday were tainted by the provocation and slogans of illegal and pro-PKK groups. Some 30,000 people participated in the celebrations in Istanbul, an event organized by the Democratic People?s Party (DEHAP) and a number of nongovernmental organizations

برگردان به پارسی:

دیروز برگزاری مراسم  نوروز در ترکیه با تحریکات و شعارهای گروه های غیرقانونی و هوادار پ.ک.ک "لوث" شد.حدود ۳۰ هزار نفر در برگزاری جشن در استانبول که توسط حزب دموکراتیک خلق (دهاپ-گروهی کردی) و جمعی از سازمان های غیردولتی سازماندهی شده بود،شرکت جستند.

نکته:استانبول ۳۰ هزار نفر جمعیت ندارد!

سند شماره ی 3:

جشن نوروز در كردستان پيوسته با نوعي مبارزه با ظلم وستم و طغيان عليه ستمگران و ظالمان آميخته بوده است و به ويژه « صبغه سياسي » آن بسيار برجسته تر از ساير آداب و رسوم ديني واخلاقي ونمايشي آن است و آن نيز به دو دليل عمده مي باشد : دليل تاريخي آن كه استمرار داستان مبارزه فريدون و كاوه آهنگر با ضحكاك ظالم است، دليل ديگر شرايط و وضعيت ويژه اي كه همواره كردان در آن به سر برده اند و تحت ستم حكومت هاي جابر و غاصب به زندگي خويش ادامه داده اند و در اين چالش، آيين ها و جشن هاي ملي كردان انگيزه خوبي براي بروز و ظهور احساسات آنان بوده است .

طاهر احمد حويزي در « تاريخ كويسنجق » در گزارشي راجع به نوروز مي نويسد: به سال ۱۹۴۶ كه در كوي جشن نوروز بر پاشد و آتش عظيمي را بر پاي داشتند ومردم كثيري در آن شركت كرده و مراسم با شكوهي را به اجرا گذاردند. اين جشن با دو مشكل بزرگ رو به رو بود: يكي از سوي حكومت به عنوان جشن ويژه كردها، يك جشن سياسي قلمداد مي شد و از سو ديگر از طرف علماء و فقها تقبيح مي شد زيرا آن را جشن مجوسان آتش پرست مي دانستند و لذا در سال 1948 م به سبب برپايي جشن نوروز فتنه بزرگي روي داد و مردم مجبور شدند در سال 1950 م بدون روشن كردن آتش جشن را بر پاي دارند كه البته اشعار انقلابي و آوازهاي كردي و رقص كردي چاشني اين مراسم بود. بعدها چنان شد كه در ايام نوروز نمايش كاوه آهنگر نيز به اجرا در مي آمد با اين وصف هميشه مردم كرد عراق و تركيه و سوريه در برپايي آيين هاي نوروزي با مشكلات عديده مواجه بوده اند و آن بدين سبب بود كه از سوي حكومت هاي آنان يك « جشن » كاملا" سياسي محسوب مي شد.

این است چهره ی پلید ترکیست ها! تا زمانی که می توانستند،با شدت و خشونت از برگزاری نوروز جمشیدی توسط کردان ایرانی تبار جلو می گرفتند و حتی آنها را به جرم برگزاری آن به خاک و خون می کشیدند (سند ارائه خواهم کرد)،اما وقتی که "زورشان نرسید" و به سبب فشارهای اتحادیه اروپا و فعالان جنبش ملی کرد وادار به صدور اجازه ی برگزاری این جشن آریایی شدند،به این صرافت افتاده اند که آن را به نفع خودشان مصادره کنند!

به هر روی،ما می بایست این نکته را در نظر داشته باشیم که حفظ و پاسداری از میراث فرهنگی-تاریخی ایرانی مان،در این شرایط تاریخی یک وظیفه ی ملی-میهنی است.عربها و ترکها،دشمنان تاریخی ملت ما  هستند و از دشمن هم جز انتظاری به جز دشمنی نیست.این ما هستیم که می بایست در هر جا و جایگاه،به پدافند از هویت و میراث ایرانی مان پرداخته و نسبت به ایفای وظیفه ی ملی مان قیام کنیم.

 


*هشدار سازمان کردهای شمال خراسان به مزدوران گروهک پان ترکیستی "اویانیش" (+)

*پان ترکیسم و خلق عرب بوی گند یک مردار هستند (+)

*در استقبال از سال آریایی (+)

*کلوب "ایران در گذشت روزگاران" (+)

*پی نوشت ۱:در پی رجزخوانی های "مسعود انتظار" (کوفته تبریزی سابق!) در پیام گیر "تریبون آزاد حزب پان ایرانیست" مبنی بر آمادگی برای انجام بحثی فراگیر درباره ی تاریخ ایران و آذربایجان،اینجانب همین جا اعلام می کنم که حاضرم تا درباره ی کلیه ی مسائل تاریخی،فرهنگی،سیاسی،اقتصادی و نژادی مربوط به ایران و آذربایجان با ایشان وارد بحث نامحدود شوم.

*پی نوشت ۲: آژانس خبری آذربایجان خبر بروز شده است.مجموعه ای ذیقمیت از اخبار و گزارش های مربوط به سرزمین های آذری نشین دورمانده از ایران را در پست های مربوط به ۱۶ و ۲۴ تیر این وبلاگ سودمند که به همت یک آذری میهن پرست گردانده می شود،مطالعه کنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت 23:46  توسط اردشیر آزاده  |