گمانه زنی درباره ی سیاست دولت آینده در برابر جمهوری آذربایجان
سیاست خارجی حکومت جمهوری اسلامی،از همان ابتدای تاسیسش تا به امروز،مورد انتقاد ناسیونالیست های ایران قرار داشته است.به باور ما،دستگاه دیپلوماتیک کشورمان در تامین منافع ملی ملت ایران در بسیاری از زمینه ها،اگر نگوییم در همه شان،شکست خورده و ضمن از دست دادن و بر باد دادن فرصت ها،در موارد متعددی حتی آنها را به "تهدید" بدل کرده است!
یکی از نمودهای بارز پدیده ی تبدیل "فرصت به تهدید" در سیاست خارجی جمهوری اسلامی،نحوه ی برخورد و تعامل آن با استقلال جمهوری های آسیای میانه و قفقاز به طور عام و با جمهوری "اران" (موسوم به آذربایجان) به طور خاص بوده است.بی کفایتی دستگاه عریض و طویل دیپلوماتیک ایران در این مورد خاص تا بدانجا مخرب و منفی بوده که هم اکنون این کشور به کانونی برای توطئه های ضدایرانی تبدیل شده و روزی نیست که به شب برسد و ما اخباری از فعالیت های عناصر ایران ستیز در این جمهوری نوپا نشنویم،و این همه در حالیست که نیرومندترین پیوندهای تاریخی،فرهنگی و قومی میان مردمان این سامان و ملت ایران وجود دارد!
آری! کارگزاران سیاست خارجی ایران که ربع قرن است کباده ی "رهبری جهان اسلام در مبارزه با جهان کفر" را بر دوش می کشند،از پس ایجاد مناسباتی صحیح با کشوری ۸ میلیونی در بیخ گوششان برنیامده و در یافتن راه حلی مناسب برای رفع تهدیداتی که از این مسیر،منافع ملت ایران را هدف گرفته عاجز و ناتوان مانده اند!
اما آیا امکان اصلاح و بهبود این وضعیت در کوتاه مدت وجود دارد؟!
این پرسشی است که پاسخ آن را می بایست در ترکیب کابینه ی جناب "احمدی نژاد" و بویژه وزارتخانه های امورخارجه،اطلاعات،کشور و دفاع آن جست.آن طور که از بررسی اخبار و شواهد و قرائن به نظر می رسد،می توان چنین به گمانه زنی پرداخت که دولت آینده ی ایران بنا دارد تا دستکم سیاستی قاطع و فعال را در این باره پیش گرفته و از بلاتکلیفی،بی برنامگی و عدم قاطعیت دولت های آقایان هاشمی و خاتمی فاصله بگیرد.
برای اثبات ادعایم،توجه شما را به مقاله ای که در سایتی تحلیلی درباره ی مسائل ژئوپلتیکی-استراتژیکی در همین باره قرار داده شده است،جلب می کنم.
در این مقاله که روابط ناپایدار و بسیار پرتنش ایران-اران مورد بررسی قرار گرفته است،نخست از مصاحبه ی "جلال محمدی"،که از نزدیکان محمود احمدی نژاد معرفی شده،با روزنامه ی "آینه" ی باکو سخن رفته که گویا طی آن،ایشان دولت اران را به علت اجازه دادن به آمریکاییها برای ساخت پایگاه های نظامی در داخل خاکش،به حمله ی نظامی تهدید کرده است.آنگونه که نویسنده ی مقاله مدعی شده،ایشان به احتمال زیاد در دولت آقای احمدی نژاد،نقشی کلیدی در طراحی سیاست خارجی ایران درباره ی جمهوری آذربایجان ایفا خواهد کرد.
اما براستی "جلال محمدی" کیست؟!
آنچه در خود مقاله در این باره آورده شده این است که ایشان خود آذری تبار بوده و از دوران استانداری آقای احمدی نژاد در اردبیل در دهه ی ۱۹۹۰ با ایشان روابط صمیمی داشته و در طول دوران تبلیغات انتخاباتی هم در حمایت از رئیس جمهور جدید اسلامی بسیار فعال بوده است.دیگر مسئله ای که می توان فهمید این است که ایشان سرمقاله نویس نشریه ی "میثاق" است که در تبریز منتشر می شود و همچنین اینکه روابط نزدیکی نیز با قشر روشنفکر آذری های دور از میهن (در اران) و بویژه مطبوعاتی های آن سامان برقرار کرده است.
برای درک بهتر مواضع سیاسی ایشان می توان از تارنماهای نزدیک به طیف نشریه ی "میثاق" که گهگاه اصل مقالات این نشریه را نیز در صفحات خود قرار می دهند،استفاده کرد.این تارنماها تا جایی من می دانم،اینها هستند:
آنچه که من از مطالعه ی چند مقاله ی این تارنما درباره ی مواضع طیف نشریه ی "میثاق" برداشت کردم،این است:
۱-دست اندرکاران،گردانندگان و خوانندگان این نشریه،همگی خواهان بازگرداندن اران (آذربایجان شمالی) به مام میهن می باشند.
۲-"اسلام گرایی"،یک پایه ی اصلی باورهای طیف میثاق است.
۳-کارگزاران این نشریه دارای روابطی بسیار نزدیک با سران جمهوری اسلامی به طور عام و ارگان های اطلاعاتی-امنیتی آن به طور خاص می باشند.
۴-بیشینه ی دست اندرکاران میثاق،آذری تبار بوده و دارای مواضع خصمانه ای نسبت به دولت و مردم ارمنی هستند.
برای اینکه بتوانید چکیده ای از باورهای میثاقی ها به طور عام و آقای محمدی به طور خاص را در اختیار داشته باشید، این مقاله را به قلم شخص ایشان بخوانید.
با این داده ها،دوباره باز می گردیم به مقاله ی مورد بحثمان.
آقای محمدی به نشریه ی "آینه" گفته است که ممکن است در آیندهی نزدیک،روابط ایران و جمهوری آذربایجان به دو دلیل رو به تیرگی بگراید: اجازه ی دولت آذربایجان به آمریکاییها برای ساخت پایگاه در داخل خاک این کشور و حمایت باکو از جدایی خواهان آذربایجان ایران
ایشان همچنین تاکید کرده است که در هر دو مورد،تهران نه تنها قادر به انجام واکنش های انتقام جویانه است،بلکه می تواند به اقدامات "پیشگیرانه" متوسل شود.
تا اینجای کار،راست بخواهید ایشان "حرف دل" همه ی میهن پرستان ایرانی را زده است،چراکه همه ی ما ایرانیان هم با جدایی خواهان پان ترکیست انیرانی دشمنیم و هم مخالف باز شدن پای بیگانگان به منطقه ی قفقاز هستیم.
اما انتقادی که بر جناب محمدی وارد است،مربوط به روش مورد نظر ایشان برای برخورد با این پدیده است.ایشان رسما و علنا جمهوری آذربایجان را تهدید به "موشکباران" کرده و پیشاپیش تضمین هم کرده که موشک های ارسالی شان به اهدف مورد نظر اصابت خواهند کرد!
این درست که نیروهای نظامی آذربایجان به هیچ روی توان مقابله با تهاجم احتمالی ایران را ندارند،توان موشکی و هوایی ایران بالا و توان پدافندی آذربایجان پایین است و شمار نیروهای مسلح ایرانی بیش از ۱۲ برابر نیروهای آذری (۹۰۰ هزار در برابر ۷۲ هزار) است،اما جناب محمدی بایستی آگاه باشد که :
اولا عصر چنین تهدیدها و قلدرمآبی های زمختی سپری شده است و کوچکترین تجاوز نظامی در دنیای امروز با محکومیت شدید افکار عمومی جهان و سازمان های بین المللی روبرو می شود.
ثانیا همانگونه که در مقاله آورده شده،کوچکترین تهاجم نظامی به آذربایجان با واکنش شدید آمریکا،ترکیه و حتی روسیه مواجه می شود.آقای محمدی حتما می دانند که در سال ۲۰۰۱،در پی بی لیاقتی دستگاه وزارت خارجه که منجر به حراج سهم ایران در دریای کاسپین شده بود،دولت جمهوری اسلامی در صدد برآمد تا با استفاده از نیروی نظامی جمهوری آذربایجان را بر سر راه بیاورد،اما به طرز مفتضحانه ای ناکام شده و آبروی خود و غرور ملت را با هم بر باد داد: جنگنده های اف-۱۶ ترکیه بر فراز باکو به مانوری معنادار پرداختند و "حسین کیورک اغلو" ،رئیس ستاد ارتش ترکیه نیز به این کشور سفر کرد و البته مسئولان "ام القرای جهان اسلام" نیز به خوبی "پیام" ترک ها را دریافتند! (منبع)
واقعیت این است که تا زمانی که ما نتوانیم در معادله ی توازن نظامی با ترکیه به موقعیت برتری دست یابیم،هر گونه اقداماتی از آن دست که آقای محمدی برشمرده،تنها به خواری و سرافکندگی ملی ایرانیان خواهد انجامید!
و ثالثا در صورت اجرای چنین پروژه ی خطرناکی،تلفات اجتناب ناپذیر مردم بیگناه غیرنظامی باعث ایجاد و یا به عبارت بهتر تشدید جو ضدایرانی در میان آذری های شمال ارس خواهد شد و آنگاه جناب محمدی و همفکران و همکارانشان،می بایست آرمان بازگردادن این سرزمین ایرانی نشین را برای همیشه به صورت یک "رویای رومانتیک" تلقی فرمایند!
در جستجوی یک سیاست جایگزین
اما چه می توان کرد تا هم از برافروختن آتش خانمانسوز جنگی تجاوزکارانه خودداری کنیم و هم دولت جمهوری آذربایجان را وادار به ترک سیاست های ضدایرانی اش،چه درباره ی حمایت از پان ترکیست های جدایی خواه،چه درباره ی ایجاد پایگاه برای ابرقدرت های جهانخوار و حتی درباره ی تضییع حق ایران در دریای "کاسپین" نموده و تهدیداتی را که از این مسیر منافع ملتمان را تهدید می کند،برطرف سازیم؟!
برای یافتن یک سیاست ملی گرایانه ی موثر، نخست بایستی ببینیم که روی چه فاکتورهایی می توانیم برای اعمال فشار بر دولت آذربایجان حساب باز کنیم و به عبارت بهتر داشته هایمان را برای این کار بسنجیم.آنچه به نظر من می رسد:
۱-حمایت سیاسی-فرهنگی از اقوام ایرانی ساکن جمهوری آذربایجان ،شامل:
-تالش ها: قومی اصیل،دلیر و به شدت ایران پرست! تالش های جمهوری آذربایجان که بالغ بر یک و نیم میلیون نفر هستند،در اوج قدرت دولت پان ترکیستی "ایلچی بیگ" در سال ۱۹۹۳ به رهبری ژنرال "همت اف" برای دستیابی به خودمختاری قیام نموده و خواهان حفظ هویت و میراث فرهنگی ایرانی خود شدند.(تاریخ جمهوری خودمختار تالش: بخش یک ، بخش دو) هر چند این قیام دلیرانه با نیرنگ های پیرجاسوس کا.گ.ب یعنی "حیدر علی اف" به شکست کشانیده شد،اما بر هیچ کس پوشیده نیست که تالش ها همچنان خواستار رفع فشار و تبعیض قومی در کوتاه مدت و پیوستن به میهن همیشگی شان یعنی ایران در درازمدت هستند.با توجه به اینکه مناطق تالش نشین اران در جوار مرزهای ایران است،حمایت سیاسی-فرهنگی از فعالان قومی تالش تبار می تواند نتایج مثبتی حتی در کوتاه مدت داشته باشد.
-کردها: نزدیک به ۳۰۰ هزار کرد در مناطق غربی جمهوری آذربایجان و بویژه منطقه ی "لاچین" زندگی می کنند و آنها نیز چون برادران تالش خود تحت فشار پان ترکیست های ارانی برای مستحیل شدن در فرهنگ و زبان تحمیلی ترکی قرار داشته و لذا دارای پتانسیلی نیرومند برای شورش و آشوب بر ضد این دولت انیرانی می باشند.چنانچه در این مقاله نیز گفته شده،شورش احتمالی کردها،محتملا با حمایت صمیمانه ی ارمنی ها همراه خواهد شد.جالب اینکه به نوشته ی "آذربایجان خبر"،فعالان قومی کرد اران،با سازماندهی مرکزی به نام "روناهی" در صددند تا به صورت دمکراتیک و مردمسالارانه ( و البته در صورت لزوم با توسل به زور) به احقاق حقوق پایمال شده ی خود بپردازند. (منبع)
-تات ها:تات ها که ساکنان بومی و اصیل منطقه ی میانی جمهوری آذربایجان محسوب می شوند،نزدیک به ۲۰۰ هزار نفر جمعیت داشته و دارای علاقه ی زیادی نسبت به میهن نیاکانی خود،ایران،می باشند.سوگمندانه تا کنون به دلیل وحشی گری مفرط پان اغوزیستهای ارانی،امکان ابراز خواست های قومی برای این گروه از ایرانیان دور مانده از میهن،فراهم نشده است.
به جز این اقوام ایرانی،یک قوم انیرانی دیگر در اران ساکن است که در صورت حادتر شدن وضعیت فعالیت عناصر ضدایرانی این جمهوری،می توان از آنها دستکم برای اعمال فشار بر پان ترکیست ها بهره برد: "لزگی ها" .اینها قومی قفقازی زبان (مانند گرجی ها،آبخازها،چچن ها و ...) هستند که از زمانی که کس به یاد ندارد در قفقاز ساکن بوده اند و مسکنشان نیز مناطق شمال شرقی اران می باشد.جمعیت لزگیها چیزی حدود ۸۰۰ هزار نفر است و از آنجا که قومی بسیار رشید و جنگجو هستند،همواره برای دولت پان اغوزی اران مشکلات زیادی را ایجاد می کنند.
۲-ایجاد روابط اقتصادی-نظامی نزدیکتر با ارمنستان
هیچ کس در این باره که ارمنی ها سرسخت ترین دشمنان پان ترکیست ها در منطقه هستند،شکی ندارد.این مردمان باستانی که در دو دهه ی آغازین سده ی بیستم توسط دولت های "ترک های جوان" و سپس "کمالیستها" به وحشیانه ترین صورت ممکن ریشه کن شده و از سرزمین ۲۶۰۰ ساله ی خویش رانده شدند،هم اکنون به دشمن درجه ی یک جمهوری موسوم به آذربایجان (اران) تبدیل شده اند.دولت ارمنستان که روابط خوبی با ایران دارد،در خلال جنگ قراباغ موفق شد تا در حالی که تحت محاصره ی اقتصادی ترکیه-اران قرار داشت،اردوی اغوزی را در هم کوفته و ضمن آزادسازی مناطق ارمنی نشین از دست شوونیست های خونخوار ترک،مناطق وسیعی از پیرامون قره باغ را نیز به منظور مجازات اران و کسب یک برگ برنده در مذاکرات صلح به تصرف خود درآورد.بدون شک بسط و توسعه ی روابط با ارمنی ها،عامل بسیار موثری در اعمال فشار بر دولت پان اغوزیست اران به منظور جلوگیری از ادامه دادن به توطئه های ضدایرانی اش قلمداد شود.
۳-پشتیبانی مالی-تبلیغاتی از گروه های بنیادگرای اسلامی
بنیادگرایی اسلامی در جمهوری آذربایجان،در مقطع سالهای نخستین پس از استقلال از شوروی به صورت ناگهانی به عرصه ی سیاسی-اجتماعی این کشور راه یافت.هر چند بایستی با نویسنده ی این مقاله همراه شد که در مقطع کنونی بنیادگرایی در میان مردم جمهوری آذربایجان از جایگاه چندان نیرومندی بهره مند نیست،اما به هر حال در مقطعی که جمهوری اسلامی همچنان سیاست های خاص خودش را دنبال می کند،می توان بر روی این جریان نیز برای بهره گیری به عنوان اهرم فشاری بر پان ترکیست های باکو حساب باز کرد،به ویژه اینکه همچنانکه گفتم،اسلام گرایی یکی از بنیادهای ایدئولوژیک طیف نشریه ی "میثاق" بوده و هست.
کدام سیاست بهتر است؟
از نظر من،بهترین و کارآترین سیاست،همان سیاست نخستین،یعنی حمایت و پشتیبانی سیاسی-فرهنگی از جنبش های برابری جویانه ی اقوام ایرانی تحت ستم ملی شووینیست های ترک آذری نمای باکو می باشد،چراکه:
اولا این سیاست نیاز به "زیرسازی" ندارد،یعنی لازم نیست ما پایه هایش را نیز خودمان فراهم کنیم و نتیجه اش را در درازمدت ببریم،زیرا واقعا ستم و تبعیض قومی بر ضد ایرانیان (تالش-کرد-تات) ساکن اران وجود دارد و هم جمعیت و پتانسیل اینان به گونه ای است که می توان رویشان حساب کرد.
ثانیا این سیاست پی آمدهای بعضا منفی دو سیاست دیگر را ندارد.حمایت از ارمنی ها بیگمان حساسیت بر حق جمعیت میلیونی آذری های ایرانی را بر می انگیزد و پشتیبانی از بنیادگرایان اسلامی نیز با اتهام (باز هم بر حق!) افکار عمومی جهانی و نیز دولت های منطقه مبنی بر حمایت از تروریسم روبرو خواهد شد.اما حمایت از هم تبارهای دور از میهن،اصولا یک سیاست پذیرفته شده ی جهانی است که همین امروز هم در جای جای دنیا دنبال می شود.برای نمونه بنگرید به کوشش دولت مجارستان برای حفظ هویت و میراث مجارهای خارج از مجارستان به بهانه ی هزاروصدمین سالگرد ورود مجارها به سرزمینشان
چنانچه می بینید،باز هم تنها سیاست موثر و سودمند در این باره،همچون همیشه،سیاست "پان ایرانیستی" است.در واقع تنها با اتخاذ این راهبرد است که ما می توانیم با صرف کمترین هزینه،بیشترین بازدهی را داشته و ضمن حفاظت از منافع ملی ایران در عرصه ی جهانی،آرمان بازیابی سرزمین های ایرانی نشین جداشده از مام میهن را دنبال کنیم.
اما آیا آقای جلال محمدی و همفکرانش در نشریه ی میثاق هم "پان ایرانیستی" می اندیشند؟! این پرسشی است که بایستی منتظر ماند و دید که آیا حمایت احتمالی اینان از اقوام ایرانی جمهوری آذربایجان،"تاکتیکی" (=کوتاه مدت/ابزاری) است یا "استراتژیک" (=درازمدت/آرمانی) ؟!
* گزارش کامل دهمین کنگره ی حزب پان ایرانیست و روایت کمیک رئیس جمهور دولت عشق از آن!
* احتمال یورش اغوزها به کردستان جنوبی
*پاسخی بر واپسین ترک تازی مقلدان پورپیرار
